|
|
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

|
|
|
|
|
|
|
|
چـه طـور یـک عـکـس را خـراب کـنـیـم (+16) |
|
|
چـه طـور یـک عـکـس را خـراب کـنـیـم (+16)

|
|
|
لينک ثابت|
نوشته شده توسط vahid در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 20:49 |
|
|
|
|
|
|
قشنگترین دختری که تا حالا دیده ام ! |
|
|
|
|
لينک ثابت|
نوشته شده توسط vahid در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 21:2 |
|
|
|
|
|
|
سخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی |
|
|
سخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است. . .
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ، توى صف اتوبوس گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى گفتم: چگونهاى؟ گفت: در بند بىخیالى گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى گفتا که: مىسرایم شعر سپید بارى گفتم: ز دولت عشق ؟ گفتا که: کودتا شد گفتم: رقیب ؟ گفتا: بدبخت کله پا شد گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟ گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز
گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟ گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟ گفتا: خریده قسطى تلویزّیون به جایش گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره گفتا: شده پرستار یا منشى اداره گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل گفتا: که دست خود را بردار از سر دل گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى گفتا: پژو دوو بنز یا گلف تُک مدادى گفتم که: قاصدت کو؟ آن
باد صبح شرقى گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟ گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى گفتا که: ادکلن شد در شیشههاى رنگى گفتم: سراغ دارى میخانهاى حسابى گفت: آن چه بود از دم گشته چلوکبابى گفتم: بیا دو تایى لب تر کنیم پنهان گفتا: نمىهراسى از چوب پاسبانان گفتم: شراب نابى تو دست و پات دارى گفتا: به جاش دارم وافور با نگارى گفتم: بلند بوده موى تو آن زمان ها گفتا: به حبس
بودم از ته زدند آن ها گفتم به لحن لاتی: «حافظ ما رو گرفتى ؟» گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتى
|
|
|
لينک ثابت|
نوشته شده توسط vahid در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 18:9 |
|
|
|
|
|
|
مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی |
|
|
مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی

|
|
|
|
|
|
|
|
|
ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این
که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم . دکتر شریعتی
|
|
|
لينک ثابت|
نوشته شده توسط vahid در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 2:20 |
|
|
|
|
|
|
|
|
با حالترین پدربزرگ

|
|
|
|
|
|
|
|
|
دکتر علي شريعتي

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .
« دکتر علي شريعتي »
|
|
|
|
|
|
|
زود قضاوت نکنيد!!! ( تست ) |
|
|
تست قضاوت

|
|
|
|
|
|
|
|
|
گفتم: تو شيرين مني...
گفتا: تو فرهادي مگر؟...
گفتم: خرابت مي شوم...
گفتا: تو آبادي مگر؟...
گفتم: ندادي دل به من...
گفتا:تو جان دادي مگر؟...
گفتم: ز كويت مي روم...
گفتا: تو آزادي مگر؟...
گفتم: فراموشم نكن...
گفتا: تو در يادي مگر؟
|
|
|
لينک ثابت|
نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 23:56 |
|
|
|
|
|
|
سخنانی از بزرگان درباره دین و مذهب |
|
|
سخنانی از بزرگان درباره ی دین و مذهب

یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند.
"دنیس دیروت"
روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبیعى دو جنس حساسیت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.
"سوزان ارتس"
|
|
|
|
|
|
|
|
|