تبليغاتX
رویا
  خوش آميديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
 
صفحه نخست
 
ارتباط با ما
 
آرشيو مطالب
 
طراح قالب
 
نويسندگان
 
موضوعات
  نوشته
  صوتی
  تست
  ادبیات
  آيا مي دانستيد...
  تصاویر
  مذهبی
  خانه داری
  زنگ تفریح
  متفرقه
  ایران و افتخار آفرینان ایران
  شکر خند
  داستان

 
لينک دوني
استخاره از قرآن مجید
فال حافظ
اخبار , روزنامه ها , مجلات ,...
آرشيو پيوندها
 
لوگوي ما

 

 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button


 
تبليغات


 


  دکتر شریعتی



ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این

که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .


دکتر شریعتی




لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 2:20     Balatarin Donbaleh  

  دکتر علي شريعتي


دکتر علي شريعتي



http://arp-download.persiangig.com/boobk/shariati/shariati.JPG



من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .

«  دکتر علي شريعتي  »



لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 20:10     Balatarin Donbaleh ادامه مطلب 

  گفتم: تو شيرين مني...


گفتم: تو شيرين مني...

گفتا: تو فرهادي مگر؟...

گفتم: خرابت مي شوم...

گفتا: تو آبادي مگر؟...

گفتم: ندادي دل به من...

گفتا:تو جان دادي مگر؟...

گفتم: ز كويت مي روم...

گفتا: تو آزادي مگر؟...

گفتم: فراموشم نكن...

گفتا: تو در يادي مگر؟




لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 23:56     Balatarin Donbaleh  

  چه رنجی می کشد ان کس که از احساس سرشار است...دکتر شریعتی


چه رنجی می کشد ان کس که از احساس سرشار است...دکتر شریعتی



http://www.drshariati.org/files/1-1-1386-4-11-16-8-49-888E.jpg



خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

......



لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 6:35     Balatarin Donbaleh ادامه مطلب 

  یک شعر از برتولت برشت


یک شعر از برتولت برشت


http://www.mfa.ethz.ch/images/portrait_kontrast1k.jpg




پایان

 

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.





لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 4:24     Balatarin Donbaleh  

  يوسف گمگشته


يوسف گمگشته


يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمديده حالت به شود دل بد مکن
وين سر شوريده بازآيد به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دايما يک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نوميد چون واقف نه‌ای از سر غيب
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سيل فنا بنياد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتيبان ز طوفان غم مخور
در بيابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغيلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعيد
هيچ راهی نيست کان را نيست پايان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب
جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 5:29     Balatarin Donbaleh  

  ابر، می بارد و من می شوم از یار جدا


ابر، می بارد و من می شوم از یار جدا

 
چون کنم دل به چنین روز، ز دلدار جدا؟

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع


من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا



(امیر خسروی دهلوی)



لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 11:14     Balatarin Donbaleh  

  دورتر از چشمانمان


دورتر از چشمانمان



البته... 

گفتم انسانها از نزدیک هم دورند!

اما چرا  آنقدر نزدیک به هم

 بایستیم که یکدیگر را نبینیم؟ 

مژه بر مژه! 

دورتر بایست!

شاید چشمانی دیدیم و شاید سیاهی بود میانمان...

شاید تصویر خود را بر سیاهی چشمانی دیدی!

شاید هم سیاهی در تصویر چشمانی باشی!

اینبار از دور نزدیکتریم...

بگو لبخندت از چیست؟



لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 11:5     Balatarin Donbaleh  

  عاشقی جرم قشنگی ست


عاشقی جرم قشنگی ست



اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

چند وقتیست که شبها به تو مي انديشم

 

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور

به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور

 

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري

که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري

 

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

 

به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو

به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو

 

به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت

به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

 

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

 

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

 

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده

 

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

 

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

 

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

 

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

 

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش

 

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

 

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه این خیل تماشا شده است

 

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی




 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 3:35     Balatarin Donbaleh  

  به به ای خانم قشنگ و ملوس!



به به ای خانم قشنگ و ملوس!
که قدم می زنی به شکل عروس ای کـه در پیــش آینــه با تـاپ کرده ای یک دو ساعتی میک آپ! روی اجـزای صـورتت یک یک ریمل و سـایه و رژ و پن کـک شده ای چشم خواهری خوشگل می بری از بزرگ و کوچک، دل می شود بند عفت از این ناز چون کمربند سبز تهران، باز! نگو اصلاْ که ذاتاْ این مدلـم خودم این کاره ام عزیز دلم! گـر کـه موجبـات ننـگی تو پس چرا اینقدر قشنگی تو؟! خواهرم! توی این بریز و بپاش تا حدودی به فکر ما هم باش! من خودم بی خیال دنیاشم نه که منظور من خودم باشم مشکل از سوی جوجه کفترهاست غصه ام غصـه ی جوانتـرهاست که به یک جلوه ی زن از مرّیخ خُل و دیوانه می شوند از بیخ! رشته را می کنند هی پنبه بس که نابالغ اند و بی جنبه ما که داریم خانه ای دربست! تازه! ویلای دوستان هم هست! غالبـاْ عصـرها همـانجـایـم هفته ای یک دو روز تنهایم! الغرض! حیف تو، همین دیگر روسری را جلو بکش خواهر!

 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:27     Balatarin Donbaleh  

  کل کل بزرگان علم و ادب


کل کل بزرگان علم و ادب



حافظ شيرازي

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را


صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
! نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

و دوستی گوید
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 1:3     Balatarin Donbaleh  

  حالمان بد نيست غم کم مي خوريم


حالمان بد نيست غم کم مي خوريم
کم که نه، هر روز کم کم مي خوريم
در ميان خلق سر در گم شدم
عاقبت آلوده ي مردم شدم
آب مي خواهم سرابم مي دهند
عشق مي خواهم عذابم مي دهند
بعد از اين با بي کسي خو مي کنم
آنچه در دل داشتم رو مي کنم
خود نمي دانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردي آفتاب
نيستم از مردم خنجر پرست
بت پرستم،بت پرستم، بت پرست
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بيگناهي بودم و دارم زدند
دشنه ي نامرد بر پشتم نشست
از غم نا مردمي پشتم شکست

 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 21:48     Balatarin Donbaleh  

  ماهي شده بود باورش


ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه همسرش,ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:18     Balatarin Donbaleh  

  از دشمني تا دوستي


از دشمني تا دوستي يک لبخند
                               از جدايي تا پيوند يک قدم .

از توقف تا پيشرفت يک حرکت
                                       از عداوت تا صميميت يک گذشت .

از شکست تا پيروزي يک شهامت
                                    از عقب گرد تا جهش يک جرات .

 از نفرت تا علاقه يک محبت
                                    از خست تا سخاوت يک همت .

از صلح تا جنگ يک جرقه
                             از آزادي تا زندان يک غفلت
 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:16     Balatarin Donbaleh  

  همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن


همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن---- -همه ساله حج نمودن سفر حجازکردن
زمد ینه تا به کعبه سر و پابرهنه رفتن ----- --دولب از برای لبیک به وظیفه با کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن ---------ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن------- -ز وجود بی نیا زش طلب نیا ز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمرآ نقدر نبا شد----- ---که به روی نا امیدی در بسته بازکردن

--------------

شیخ بهایی
 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 1:25     Balatarin Donbaleh  

  دكتر علي شريعتي


دكتر علي شريعتي : در عجبم از مردمي كه خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي كنند، و بر حسيني مي گريند كه آزادانه زيست


 

دكتر علي شريعتي : حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند.
 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 0:39     Balatarin Donbaleh  

  عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست



عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست     تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

 عاشقي مقدورهر عياش نيست     غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 3:10     Balatarin Donbaleh  

  نردبان این جهان ما و منی است



نردبان این جهان ما و منی است عاقبت این نردبان بشکستنی است


  لاجرم هر کس که بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست!
 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 2:40     Balatarin Donbaleh  

  شعر يک بچه آفريقايي


اين شعر توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و

استدلال شگفت انگيزي داره :



 وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟
 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 15:42     Balatarin Donbaleh  

  از بیابان عدم


از بیابان عدم تا سر بازاروجود             به تلاش کفنی این همه راه امده ایم



 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 3:59     Balatarin Donbaleh  

  رسم زمونه



عجب رسميه رسم زمونه
قصه‌ي برگ و باد خزونه
ميرن آدما،از اونا فقط
خاطره‌هاشون به‌جا مي‌مونه
كجاست اون كوچه،چي شد اون خونه
آدماش كجان خدا مي‌دونه
بوته‌ي ياس باباجون هنوز
گوشه‌ي باغچه توي گلدونه
عطرش پيچيده تا هفت تا خونه
خودش كجاهاست؟خدا مي‌دونه
ميرن آدما، از اونا فقط
خاطره‌هاشون به‌جا مي‌مونه
تسبيح و مهر بي‌بي جون هنوز
گوشه‌ي طاقچه توي ايوونه
خودش كجاهاست؟ خدا مي‌دونه
خودش كجاهاست؟ خدا مي‌دونه
ميرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا مي‌مونه
پرسيد زير لب يكي با حسرت
پرسيد زير لب يكي با حسرت
از ماها بعدها چه يادگاري
مي‌خواد بمونه خدا مي‌دونه
ميرن آدما از اونا فقط
خاطره‌هاشون به‌جا مي‌مونه
ميرن آدما از اونا فقط
خاطره‌هاشون به‌جا مي‌مونه

رسم زمونه / رسول نجفيان

 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 4:49     Balatarin Donbaleh  

  بی مقدار


بی مقدار


طبیبا بس کن این درمان ، من بیمارم
مرا دیگر به حال خویشتن بگذار، می میرم

دمادم می شوم کاهیده تر، زین عشق جانفرسا
زمن شویید دست ای دوستان، کاین بار، می میرم

ندارم تاب دیدارت ، که با آن شعله می سوزم
نمی خواهم ترا بینم،کز آن دیدار می میرم

من دیوانه را بگذار تا با خود سخن گویم
به شهر غم غریبم ، روی بر دیوار می میرم

گل خودروی این دشتم، نه گلکاری نه گلچینی
به خواری عاقبت در گوشه ای ، چون خار می میرم

شکفتم بی هوس ، بر شاخه ی لرزان عمر اما
چنان نازک دلم ، کاخر به یک رگبار می میرم

هزران قصه گفتم، شاهکار شعر من
دانی چه باشد؟ آن که من لب بسته از گفتار می میرم

سخن هایم گرامی تر ز دُرّ باشد و لیکن خود
چه بی قدر آدمدم دنیا ، چه بی مقدار می میرم

زدست حاسدان و دوستان سود جو اکنون
چنان عزلت گشتم، که بی غمخوار می میرم

ز خود زین رنج بیزارم که با این خلق مأنوسم
به خود زین درد می پیچم که دور از یار می میرم


«شعر از معینی کرمانشاهی»

 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 3:35     Balatarin Donbaleh  

  اعتراف


اعتراف


من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می‌ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش‌ها می‌ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان‌ها می‌ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن‌ها می‌ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می‌ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می‌ترسم!
من می‌ترسم! پس هستم.


زنده‌ياد «حسين پناهي»

 


لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 2:34     Balatarin Donbaleh  

مطالب پيشين

تحقیق درباره عمه عطار
خر ما از کره گی دم نداشت
قیمت معجزه
سخنان دکتر علی شریعتی ( انسان‌ها )
سه پند از لقمان
خطای دید فوق العاده
فرق بین مدیر و مهندس
می‌گويند زن‌ها در موفقيت و پيشرفت شوهرانشان نقش بسزايی دارند
بخوان و تامل کن !!!
هفت اصل بیل گیتس
کودکی هنرمندان
گنجشک با خدا قهر بود...‏
حدس مليت : بيا تو ببين ميتوني حدس بزني اين چيز ... كجاييه؟
ماجرای جالب اختراع چیپس
چقدر بگم زود قضاوت نکنید


 

 
لينك باكس

 


 
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
  
site map site map ror html site map
 
Add to Technorati     ..............................

 
لينک دوستان

 سكوت
 پرشین-ایران-دانلود
 سوزنبان
 صبح اميد
 خانواده ایرانی
 تفریحی و سرگرمی
 جالب است بدانید
 موبايل
 یادداشت‌های نیک‌آ‌هنگ
 من وبلاگ نویس نیستم
 farshad
 روزهای بی تکرار
 شب زنده
 زيباترين قالب هاي وبلاگ

 
جست وجو

 
 
للوگوي دوستان

 
ارتباط با ما
    براي Add کردن کليک کنيد
 
آرشيو ماهانه

  آذر 1388
  آبان 1388
  مهر 1388
  شهریور 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386
  بهمن 1386
  دی 1386

 
طراح قالب

اين قالب توسط Temp-Designer طراحي و ترجمه شده

 
 
 Copyright © 2008 by Temp-Designer. This Template Design By Amirreza Keypour