تبليغاتX
رویا
  خوش آميديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
 
صفحه نخست
 
ارتباط با ما
 
آرشيو مطالب
 
طراح قالب
 
نويسندگان
 
موضوعات
  نوشته
  صوتی
  تست
  ادبیات
  آيا مي دانستيد...
  تصاویر
  مذهبی
  خانه داری
  زنگ تفریح
  متفرقه
  ایران و افتخار آفرینان ایران
  شکر خند
  داستان

 
لينک دوني
استخاره از قرآن مجید
فال حافظ
اخبار , روزنامه ها , مجلات ,...
آرشيو پيوندها
 
لوگوي ما

 

 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button


 
تبليغات


 


  خواست خدا


خواست خدا






سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.

وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.



روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد، وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست.

پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد.

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود , به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند، زماني كه مردم پادشاه خوشسيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست.

آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد«چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد

به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.

پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه



بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟
وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود .




ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است








لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 2:3     Balatarin Donbaleh  

مطالب پيشين

بخوان و تامل کن !!!
هفت اصل بیل گیتس
کودکی هنرمندان
گنجشک با خدا قهر بود...‏
حدس مليت : بيا تو ببين ميتوني حدس بزني اين چيز ... كجاييه؟
ماجرای جالب اختراع چیپس
چقدر بگم زود قضاوت نکنید
زود قضاوت نکنید
تست تشخیص انحراف جنسی و با پاسخ سریع
قشنگترین دختری که تا حالا دیده ام !
سخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی
دیدم به خواب حافظ
مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی
دکتر شریعتی
با حالترین پدربزرگ


 

 
لينك باكس

 


 
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
  
site map site map ror html site map
 
Add to Technorati     ..............................

 
لينک دوستان

 سكوت
 پرشین-ایران-دانلود
 سوزنبان
 صبح اميد
 خانواده ایرانی
 تفریحی و سرگرمی
 جالب است بدانید
 موبايل
 یادداشت‌های نیک‌آ‌هنگ
 من وبلاگ نویس نیستم
 farshad
 روزهای بی تکرار
 زيباترين قالب هاي وبلاگ

 
جست وجو

 
 
للوگوي دوستان

 
ارتباط با ما
    براي Add کردن کليک کنيد
 
آرشيو ماهانه

  آبان 1388
  مهر 1388
  شهریور 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386
  بهمن 1386
  دی 1386

 
طراح قالب

اين قالب توسط Temp-Designer طراحي و ترجمه شده

 
 
 Copyright © 2008 by Temp-Designer. This Template Design By Amirreza Keypour