تبليغاتX
رویا
  خوش آميديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
 
صفحه نخست
 
ارتباط با ما
 
آرشيو مطالب
 
طراح قالب
 
نويسندگان
 
موضوعات
  نوشته
  صوتی
  تست
  ادبیات
  آيا مي دانستيد...
  تصاویر
  مذهبی
  خانه داری
  زنگ تفریح
  متفرقه
  ایران و افتخار آفرینان ایران
  شکر خند
  داستان

 
لينک دوني
استخاره از قرآن مجید
فال حافظ
اخبار , روزنامه ها , مجلات ,...
آرشيو پيوندها
 
لوگوي ما

 

 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button


 
تبليغات


 


  مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی



مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی



http://www.sharemation.com/shamimeyas145/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF.bmp?uniq%203zysdu




سبکبالان خرامیدند و رفتند / مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند / ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند / فغان ها کردم اما برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من / رفیقان این چه سودا بود با من
رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟ / جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟
مرا این پشت مگذارید بی پا / گناهم چیست؟ پایم بود در خاک
اگر دیر آمدم مجروح بودم / اسیر قبض و بست روح بودم
در باغ شهادت را نبندید / به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند / مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم / دعا کردند سرگردان بمانم
شهادت نردبان آسمان بود / شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را؟ / چرا بستند راه آسمان را؟
مرا پایی به دست نردبان بود / مرا دستی به بام آسمان بود
شهید؛ تو بالا رفته ای من در زمینم / برادر رو سیاهم شرمگینم
مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی
در اطراف دوش ای دل تو بودی / نگهبان دیشب ای غافل تو بودی
بگو اسب سفیدم را که دزدید؟ / امیدم را امیدم را که دزدید؟
مرا اسب چموشی بود روزی / شهادت مِی فروشی بود روزی
شبی چون باد بر یالش خزیدم / به سوی خانه ی ساقی دویدم
چهل شب راه را بی وقفه راندم / چهل تصویر تا فی نامه خواندم
ببین ای دل چقدر این قصر زیباست / گمانم خانه ساقی همینجاست
دلم تا دست در دامان در زد / دو دستی سنگ شیون را به سر زد
امیدم مشت نومیدی به در کوفت / نگاهم قفل در میخ قدر کوفت
چه درد است این که در فصل اقاقی / به روی عاشقان در بسته ساقی
بر این در، وای من قفلی لجوج است / بجوش ای اشک هنگام خروش است
در میخانه را گیرم که بستند / کلیدش را چرا یا رب شکستند؟
رها کردند در زندان بمانم / دعا کردند سرگردان بمانم
من آخر طاقت ماندم ندارم / خدایا تاب جان کندن ندارم
دلم تا چند یا رب خسته باشد؟ / در لطف تو تا کی بسته باشد؟
بیا باز امشب ای دل در بکوبیم / بیا این بار محکم تر بکوبیم
مکوب ای دل به تلخی دست بر در / در این قصر بلور آخر کسی هست
بکوب ای دل که اینجا قصر نور است / بکوب ای دل مرا شرم حضور است
بکوب ای دل که غفار است یارم / من از کوبیدن در شرم دارم
بکوب ای دل که جای شک و ذن نیست / مرا هر چند روی در زدن نیست
کریمان گرچه ستارالعیوب اند / گدایانی که محبوبند خوب اند
بکوب ای دل مشو نومید از این در / بکوب ای دل هزاران بار دیگر
دلا پیش آی تا داغت بگویم / به گوش ات غصه ای شیرین بگویم
برون آیی اگر از حفره نای / به رویت میگشایم سفره راز
نمیدانم بگویم یا نگویم / دلا بگذار تا حالا نگویم
ببخش ای خوب امشب ناتوانم / خطا در رفته از دست زبانم
لطیفا رحمت آور من ضعیفم / قوی تر از من است امشب حریفم
شبی ترک محبت گفته بودم / میان دره شب خفته بودم
نی ام از ناله شیرین تهی بود / سرم بر خاک طاقت سر نمی سود
زبانم حرف با حرفی نمیزد / سکوتم ظرف بر ظرفی نمیزد
نگاهم خال بر جایی نمیکوفت / به چشمم اشک غم پایی نمیکوفت
دلم در سینه قفلی بود محکم / کلیدش بود در دریاچه غم
امیدم گِرد امیدی نمیگشت / شبم دنبال خورشیدی نمیگشت
حبیبم قاصدی از پِی فرستاد / پیامی با بلوری مِی فرستاد
که میدانم تو را شرم حضور است / مشو نومید اینجا قصر نور است
الا ای عاشق اندوهگینم / نمیخواهم تو را غمگین ببینم
اگر آه تو از جنس نیاز است / در باغ شهادت باز، باز است
نمیدانم که در سر این چه سوداست / همین اندازه میدانم که زیباست
خداوندا چه درد است این چه درد است / که فولاد دلم را آب کرده است؟
مرا ای دوست شرم بندگی کشت / چه لطف است این مرا شرمندگی کشت






لينک ثابت| نوشته شده توسط vahid در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 22:52     Balatarin Donbaleh  

مطالب پيشين

داستان زیبای قضاوت
تحقیق درباره عمه عطار
خر ما از کره گی دم نداشت
قیمت معجزه
سخنان دکتر علی شریعتی ( انسان‌ها )
سه پند از لقمان
خطای دید فوق العاده
فرق بین مدیر و مهندس
می‌گويند زن‌ها در موفقيت و پيشرفت شوهرانشان نقش بسزايی دارند
بخوان و تامل کن !!!
هفت اصل بیل گیتس
کودکی هنرمندان
گنجشک با خدا قهر بود...‏
حدس مليت : بيا تو ببين ميتوني حدس بزني اين چيز ... كجاييه؟
ماجرای جالب اختراع چیپس


 

 
لينك باكس

 


 
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
  
site map site map ror html site map
 
Add to Technorati     ..............................

 
لينک دوستان

 سكوت
 پرشین-ایران-دانلود
 سوزنبان
 صبح اميد
 خانواده ایرانی
 تفریحی و سرگرمی
 جالب است بدانید
 موبايل
 یادداشت‌های نیک‌آ‌هنگ
 من وبلاگ نویس نیستم
 farshad
 روزهای بی تکرار
 شب زنده
 زيباترين قالب هاي وبلاگ

 
جست وجو

 
 
للوگوي دوستان

 
ارتباط با ما
    براي Add کردن کليک کنيد
 
آرشيو ماهانه

  دی 1388
  آذر 1388
  آبان 1388
  مهر 1388
  شهریور 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386
  بهمن 1386
  دی 1386

 
طراح قالب

اين قالب توسط Temp-Designer طراحي و ترجمه شده

 
 
 Copyright © 2008 by Temp-Designer. This Template Design By Amirreza Keypour